هوالمحبوب - خدا جون دوست دارم
گوزل الله گوزله منه - خدای خوشگلم مواظبم باش
نويسندگان
لینک دوستان

خدایا از تو درخواست میکنم به آن رحمت بى‏ انتهایت که همه موجودات را فراگرفته است

و بتوانایى بى‏ حدت که بر هر چیز مسلط و قادر است و همه اشیاء خاضع

و مطیع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذلیل و زبون است

و به مقام جبروت و بزرگیت که همه قدرتها برابر او مغلوب است

و به عزت و اقتدارت که هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است

و به عظمت و بزرگیت که سراسر عالم را مشحون کرده است

و به سلطنت و پادشاهیت که بر تمام قواى عالم برترى دارد

و بذات پاکت که پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است

و بنامهاى مبارکت که در همه ارکان عالم هستى تجلى کرده است

و به علم ازلیت که بر تمام موجودات محیط است

و به نور تجلى ذاتت که همه عالم را روشن ساخته است

اى نور حقیقى و اى منزه از توصیف اى پیش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسین

خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مى‏درد
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند
خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مى‏بندد
خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مى‏شود
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مى‏فرستد
خدایا هر گناهى که مرتکب شده‏ ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش

اى خدا من به یاد تو بسوى تو تقرب مى‏جویم و تو را سوى تو شفیع مى‏آورم

و از درگاه جود و کرمت مسئلت مى‏کنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازى و شکر و سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى

خدایا از تو مسئلت مى‏کنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسکنت که کار بر من آسان گیرى و به حالم ترحم کنى

 و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى

خدایا من از تو مانند سائلى در خواست مى‏کنم که در شدت فقر و بیچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختیهاى عالم عرض حاجت کند و شوق و رغبتش به نعم ابدى که حضور توست باشد

اى خدا پادشاهى تو بسیار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مکر و تدبیرت در امور پنهان است

و فرمانت در جهان هویداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و کسى از قلمرو حکمت فرار نتواند کرد

خدایا من کسى که گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و کارهاى بدم (از لطف و کرم) به کار نیک بدل کند جز تو کسى نمى‏یابم (که خدا این تواند)

خدایى جز تو نیست اى ذات پاک و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دلیرى کردم به نادانى خود

و خاطرم آسوده به این بود که همیشه مرا یاد کردى و بر من لطف و احسان فرمودى

اى خدا اى مولاى من چه بسیار کارهاى زشتم مستور کردى

و چه بسیار بلاهاى سخت از من بگردانیدى و چه بسیار از لغزشها که مرا نگاه داشتى

و چه بسیار ناپسندها که از من دور کردى و چه بسیار ثناى نیکو که من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى

اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسیار ناخوش و اعمالى نارسا
و زنجیرهاى علایق مرا در بند کشیده و آرزوهاى دور و دراز دنیوى از هر سودى مرا باز داشته

و دنیا به خدعه و غرور و نفس به جنایت مرا فریب داده است

اى خداى بزرگ و سید من به عزت و جلالت قسم که عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نکند

و به قبایح پنهانم که تنها تو بر آن آگاهى مرا مفتضح و رسوا نگردانى

و بر آنچه از اعمال بد و ناشایسته‏ در خلوت بجا آورده ‏ام

 و تقصیر و نادانى و کثرت اعمال غفلت و شهوت که کرده‏ام (کرم کن و) زودم به عقوبت مگیر


* * *


اى خدا به عزت و جلالت سوگند که با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جمیع امور مهربانى کن

اى خدا اى پروردگار جز تو من که را دارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه کند

اى خدا اى مولاى من تو بر من حکم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پیرو هواى نفس گردیدم

و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شیطان) که معصیتها را در نظرم جلوه ‏گر ساخته و فریبم داد خود را حفظ نکردم و قضاى آسمانى نیز مساعدت کرد

تا آنکه من در این رفتار از بعض حدود و احکامت قدم بیرون نهادم و در بعضى اوامرت راه مخالفت پیمودم

حال در تمام این امور تو را ستایش مى‏کنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هیچ حجتى نخواهد بود با آنکه در او قضاى تو بوده و حکم (تکوینى) و امتحان و آزمایش تو مرا بر آن ملزم ساخته

و با این حال بار خدایا به درگاهت پس از تقصیر و ستم بر نفس خود باز آمده ‏ام با عذر خواهى و پشیمانى

و شکسته دلى و تقاضاى عفو و آمرزش و توبه و زارى و تصدیق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه کردم مفرى دارم و نه جایى که براى اصلاح کارم بدانجا روى کنم و پناه برم

مگر آنکه تو باز عذرم بپذیرى و مرا در پناه رحمت بى‏ منتهایت داخل کنى
اى خدا عذرم بپذیر و بر این حال پریشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهایى بخش

اى پروردگار من بر تن ضعیف و پوست رقیق و استخوان بى‏ طاقتم ترحم کن

اى خدایى که در اول به خلعت وجودم سرافراز کردى

و به لطف یاد فرمودى و به تربیت‏ و نیکى پرورش دادى و به غذا عنایت داشتى اینک بهمان سابقه کرم و احسانى که از این پیش با من بودت بر من ببخش

اى خداى من اى سید و مولاى من آیا باور کنم که مرا در آتش مى‏ سوزانى؟ با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم ؟

و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گردید ؟
و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید ؟
و بعد از آنکه از روى صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم ؟

بسیار دور است که تو کریم ترى از اینکه از نظر بیاندازى کسى را که پرورش داده‏اى آن را یا آنکه دور کنى کسى را که نزد خود کشیده
یا برانى آنکه را که به او جا داده‏اى یا بسپارى بسوى بلاء آنکه را که به او کفایت کرده‏اى و رحم نموده‏اى

و اى کاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى که تو آتش قهرت را مسلط مى‏کنى بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده‏اند

یا بر آن زبانها که از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند

یا بر آن دلها که از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند

یا بر آن اعضایى که مشتاقانه به مکانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مى ‏شتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش مى‏ طلبند

و هیچکس به تو این گمان نمى‏برد و چنین خبرى از تو اى خداى با فضل و کرم به ما بندگان نرسیده
در صورتى که تو خود بى‏ طاقتیم را بر اندک رنج و عذاب دنیا و آلامش مى‏دانى

و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنى ‏هاى آن بر اهل آن با آنکه رنج و الم دنیا اندک است و زمانش کم است و دوامش ناچیز است و مدتش کوتاه است

پس من چگونه طاقت آرم و عذاب‏ عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل کنم ؟

و حال آنکه مدت آن عذاب طولانى است و زیست در آن همیشگى است و هیچ بر اهل عذاب در آنجا تخفیفى نیست

چندان که آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست که هیچکس از اهل آسمان و زمین تاب و طاقت آن ندارد

اى سید من پس من بنده ناتوان ذلیل و حقیر و فقیر و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم

اى خداى من اى پروردگار من و سید و مولاى من از کدامین سختیهاى امورم بسویت شکایت کنم و از کدام یک به درگاهت بنالم و گریه کنم

از دردناکى عذاب آخرت بنالم یا از طول مدت آن بلاى سخت زارى کنم
پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه کنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى

در آن حال گیرم که بر آتش عذاب تو اى خداى من و سید و مولاى من و پروردگار من صبورى کنم چگونه بر فراق تو صبر توانم کرد

و گیرم آنکه بر حرارت آتشت شکیبا باشم چگونه چشم از لطف و کرمت توانم پوشید

یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با این امیدوارى که به عفو و رحمت بى‏ منتهایت دارم

بارى به عزتت اى سید و مولاى من به راستى سوگند مى‏خورم که اگر مرا با زبان گویا (به دوزخ) گذارى من در میان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى کنم

و بسى فریاد مى‏زنم بسویت مانند شیون گریه کنندگان

و بنالم به آستانت مانند عزیز گم کردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم که اى یاور اهل ایمان

و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فریادرس‏فریاد خواهان

و اى دوست دلهاى راستگویان و اى یکتا خداى عالمیان

آیا درباره تو اى خداى پاک و منزه و ستوده صفات گمان مى‏توان کرد که بشنوى در آتش فریاد بنده مسلمى را که به نافرمانى در دوزخ زندانى شده

و سختى عذابت را به کیفر گناه مى‏چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده

و ضجه و ناله‏ اش با چشم انتظار و امیدوارى به رحمت بى‏ منتهایت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحید تو را مى‏خواند و به ربوبیتت متوسل مى‏شود

باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى که به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد ؟

یا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنکه به فضل و کرمت امیدوار است؟

یا چگونه شراره‏هاى آتش او را بسوزاند با آنکه تو خداى کریم ناله‏ اش را مى‏شنوى و مى‏بینى مکانش را ؟

یا چگونه شعله‏ هاى دوزخ بر او احاطه کند با آنکه ضعف و بى‏ طاقتیش را مى‏دانى ؟

یا چگونه به خود بپیچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنکه تو به صدق (دعاى) او آگاهى ؟

یا چگونه مأموران دوزخ او را زجر کنند با آنکه به صداى یا رب یا رب تو را مى‏خواند ؟

یا چگونه به فضل تو امید آزادى از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذارى ؟

هیهات که هرگز چنین معروف نباشد و این گمان نرود
و به رفتار با بندگان موحدت که همه احسان و عطا بوده این معامله شباهت ندارد

پس من به یقین قاطع مى‏دانم که اگر تو بر منکران خداییت حکم به آتش قهر خود نکرده و فرمان همیشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏کردى

و هیچکس را در آتش جاى و منزل نمى‏دادى

و لیکن تو اى خدا نامهاى مبارکت مقدس است و قسم یاد کرده‏اى که دوزخ را از جمیع کافران

جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
و تو را ستایش بى‏ حد سزاست که با وجود آنکه خویش را ثنا گفتى و به همه انعام نمودى در کتاب خود فرمودى آیا (در آخرت) اهل ایمان با فاسقان یکسانند هرگز یکسان نیستند

اى خداى من و سید من از تو درخواست مى‏کنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) که مقدرات عالم بدان کردى

و به مقام قضاى مبرم که بر هر که فرستادى غالب و قاهر شدى
که مرا ببخشى و در گذرى در همین شب و همین ساعت هر جرمى و هر گناهى که کرده‏ ام

و هر کار زشتى پنهان داشته‏ ام و هر عملى (مستور و عیان) آشکار یا پنهان به جهالت مرتکب شده‏ام

و هر بد کارى که فرشتگان عالم پاک را مأمور نگارش آن نموده‏اى که آن فرشتگان را به حفظ هر چه کرده‏ ام موکل ساختى

و شاهد اعمالم با جوارح و اعضاى من گردانیدى و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من

و شاهد و ناظر بر آن اعمال من که از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته‏اى همه را ببخشى

و نیز درخواست مى‏کنم که مرا حظ وافر بخشى از هر خیرى که مى‏فرستى و هر احسانى که مى‏افزایى

و هر نیکویى که منتشر مى‏سازى و هر رزق و روزى که وسیع مى‏گردانى

و هر گنه که مى‏بخشى و هر خطا که بر آن پرده مى‏کشى اى رب من اى رب من اى رب من

اى خداى من اى سید و مولاى من اى کسى که زمام اختیارم به دست اوست

اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بینوایى و وضع پریشانم اى آگاه به احتیاجم و بى‏ چیزیم اى رب من اى رب من اى رب من

از تو درخواست مى‏کنم به حق حقیقتت و به ذات مقدست و بزرگترین صفات و اسماء مبارکت

که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود معمور گردانى و پیوسته به خدمت بندگیت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمایى

تا کردار و گفتارم همه یک جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد

اى سید من اى کسى که تمام اعتماد و توکلم بر اوست و شکایت از احوال پریشانم به حضرت اوست اى رب من. . .

(لطفى کن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگیت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده

و ارکان وجودم را به خوف و خشیت سخت بنیان ساز و پیوسته به خدمت در حضرتت بدار

تا آنکه من در میدان طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم

و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزدیک گردم

و بترسم از تو مانند ترسیدن یقین کنندگان و با اهل ایمان در جوار رحمتت همنشین باشم

خدایا و هر که با من بد اندیشد تو مجازاتش کن و هر که مکر ورزد به کیفرش برسان

و مرا به لطف و رحمتت نصیب بهترین بندگانت عطا کن و مقام مقربترین

و مخصوصترین خاصان حضرتت کرامت فرما که هیچکس جز به فضل و رحمتت این مقام نخواهد یافت و باز جود و بخشش بى‏عوضت از من دریغ مدار

بزرگى و مهربانى کن و مرا به رحمت واسعه‏ ات از شر دو عالم محفوظ بدار

و زبانم را به ذکر خود گویا ساز و دلم را از عشق و محبت بى‏تاب گردان

و بر من منت گذار و دعایم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطایم ببخش

که تو خود به بندگان‏ از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت کردى

اینک من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز کردم
پس به عزت و جلالت قسم که دعایم مستجاب گردان و مرا به آرزویم (که وصال توست) برسان و امیدم را به فضل و کرمت ناامید مگردان

و از شر دشمنانم از جن و انس کفایت فرما

اى که از بندگانت بسیار زود راضى میشوى ببخش بر بنده‏اى که بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چیزى نیست که تو هر چه بخواهى میکنى اى که نامت دواى دردمندان و یادت شفاى بیماران است و طاعتت بى‏نیازى از هر چه در جهان

ترحم کن به کسى که سرمایه‏ اش امید به توست و اسلحه‏ اش گریه است
اى بخشنده کاملترین نعمت اى دفع کننده هر بلاء و مصیبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بى‏ آموختن

درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع) و با من آن کن که لایق حضرت توست

و درود و رحمت خدا بر رسول گرامیش و امامان با برکات از اهل بیتش و سلام و تحیت بسیار بر آن بزرگواران باد!

برگرفته ار سایت الله بنده

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٩ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدای خوب و مهربونم، این وبلاگ رو ساختم تا گوشه ای از عشقمو بهت نشون بدم امیدوارم که برای فرد دیگری هم مفید باشه.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
free counters IP