هوالمحبوب - خدا جون دوست دارم
گوزل الله گوزله منه - خدای خوشگلم مواظبم باش
نويسندگان
لینک دوستان

دل به خدا بسپار


خدایا! خودم را به تو میسپارم که
تنها تو محرم اسرار سر به مهر منی 
خدایا! خودم را به تو میسپارم که جز تو نیست انیس و همدم و همراهم
تو را می طلبم وتنها دل در گرو عشق و محبت بی مثال تو میبندم.
آری! با تمام وجود سوگند یاد میکنم:
قسم به ابر های باران زایت!
سوگند به فرشتگان مقرب و بندگان مخلصت
که هر آنچه از تو بر من میرسد و هر آنچه بر من مقدر میداری
مرا به سوی شادمانی و شعف و سر افرازی رهنمون میسازد!
پس چه جای غم و اندوه و حزن و ناسپاسی
از مصایب و شداید روزگار
چون تو بامنی
خدایا! خودم را به تو میسپارم و نیک میدانم
که با دل سپردن به توست که رنج هایم مرتفع و غم و اندوه هایمفروکش مینماید
با دل سپردن به توست که عظمت وجود و مقام کبریایی

خویش را از زیر شکنجه بیهودگی و حقارت به در آورده

و آن را در انتظار تمامی آفریدگانت
به نمایش خواهم گذارد
با دل سپردن به توست که...

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

 

دعای معراج 

 

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله منقول است آن شبی که مرا به

 معراج بردند از تمامی آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسیدم و

 آنچه دیدم بودم و با خدای تعالی بی واسطه سخن گفتم و مراجعت

 نمودم چون به مقام جبرئیل رسیدم گفتم یا جبرئیل این چه دعائی

است که جمله فرشتگان می خوانند؟ گفت یا محمد صلی الله علیه و

 آله این همان دعایی است که از جانب حق به شما آوردم و خدای

 تعالی می فرماید که هر که از آدم تا خاتم این دعا را بخواند یا با خود

 دارد عزیز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود حق تعالی هیچ حجاب در

 میان او و خودش نگذارد و او را از جمیع بلایا محفوظ فرماید و اگر از آدم

 تا خاتم جمع شوند و جمیع دریاها مرکب گردد و آسمان و زمین کاغذ

 شود چندان نویسنده که همه فرشتگان مانده شوند و دریا خشک شود

 و آسمان و زمین تمام شود نمی تواند ثواب این دعا را بنویسند و از هزار

 یکی نوشته نشود و خواننده و دارنده این دعا را تنگی دست ندهد و تا

روز اجل بستگی در کار وی نشود و در روز قیامت حساب را از وی

 بردارند و بی حساب داخل بهشت شود.

 


یا محمد دارنده و خواننده این دعا رستگاری یابد. هر کس در عمر خود

این دعا را یک بار بخواند و اگر نتواند گوش بدهد یا با خود دارد چنان باشد

 که چهل هزار ختم قرآن کرده باشد و چهل هزار حج کرده باشد و چهل

 هزار گوسفند قربانی کرده و چهل هزار بنده آزاد کرده و چهل هزار

 مسکین را طعام داده و چهل هزار برهنه را پوشیده باشد و تورات

 موسی و انجیل عیسی و زبور داوود و فرقان محمد المصطفی صلی الله

 علیه و آله را خوانده باشد و اگر بیمار باشد چنانچه طبیبان از معالجه

آن عاجز باشند چون این دعا را به آن بیمار دهند و بر بالین وی گذارند

 شفا یابد و اگر کسی قرض دار باشد و این دعا را بخواند حق تعالی دین

 او را ادا فرماید و اگر کسی کاهل نماز باشد این دعا را با خود دارد حق

 تعالی دل او را روشن گرداند حریض نماز شود و اگر زن دشوار زاید این

 دعا را بر آب خواند بخورد به آسانی بار نهد و اگر کسی را بسته باشند

 این دعا را بر موم گیرند و بر کمر وی بندند فی الحال گشاده گردد و اگر

 بخت دختر بسته باشد این دعا را بخواند یا با خود دارد بخت او گشاده

 شود و اگر کسی را به پای دار برند این دعا را بر وی بخوانند و بدمند یا

در نزد آن کس باشد هیچ ضرری به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواند

 خداوند عالم پسری به وی عطا فرماید و دارنده این دعا از گزند مار و

عقرب و زبان بدگویان ایمن گردد.

خواننده و دارنده این دعا از درد گوش و دردسر و درد چشم و درد دل و

 جگر و فلج و لغوه و جمیع دردها ایمن گردد و هر کس این دعا را با خود

به گرد برد حق سبحانه او را ببخشد و سکرات موت را بر وی آسان

گرداند و از عذاب قبر و سوال نکیر و منکر ایمن گردد و روز جزا چهل هزار

 فرشته به استقبال وی برآیند تا داخل بهشت می کنند و شرح این دعا

بسیار بود اما مختصر کردیم تا ملال نگیرد بسیار مجرب است ان شاء اللّه

 و اللّه اعلم بالصواب.

 

 

 

دعای معراج

 

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی فیهِ و

 

اَعُوذُبِکَ بِسم اللهِ التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ

 

یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارئُ یا اَوَلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا

 

وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکورُ یا عالِمُ یا عادِلُ

 

یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ

 

یا مُعیدُ یا حافِظ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعثُ یا وارثُ یا رَحیمُ یا فاتِحُ یا فارجُ یا فاخِرُ

 

یا مُعِزُّ یا مُذِّلُ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّار

ُ

 یا غَفّارُ یا حنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا مُستَعانُ یا سُلطانُ یا امینُ

 

یا مؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُیا شَکورُ یا عَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفیُّ یا زَکِیُّ یا قَوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی

 

یا اخِرُ یا احسَنَ الخالِقینَ یا خیرَ الرّازقینَ یا خیرَ الغافِرینَ یا خیرَ المُحسِنینَ یا خیرَا

 

لنّاصرینَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ یا نورَ السماواتِ و الاَرضَ یا هادیَ المُضِّلینَ یا دَلیلَ المُتَحیِّرینَ

 

یا خالِقَ کُلِّ شَی ءٍ یا فاطِرَ السَّماواتِ وَالاَرضِ  یا هادیَ المُضِلّینَ یا مُفَتِّح الاَبوابِ یا مُسَبِّبَ

 

الاسبابِیا رَفیعَ الدَّرجاتِ یا مُجیبَ الدَّعواتِ یا وَلِیَّ الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ

 

الاَمواتِ یا ضاعِفَ الدَّرَجاتِ یا ضاعِفَ الحسناتِ یا دافِعَ البَلِیّاتِ اللّهم احْفَظ صاحِبِ هذَا

 

الدُّعاءِ مِنَ القَحطِ و الطّاعونِ و الزِّلزلَةِ وَ الفُجاةِ وَ الوَباءِ وَ مِن شرِِّ الاَعداءِ و مِن شَرِّ الجِنِّ

 

و الاِ نسِ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وَ بِحَقِّ  کهیعص وَ بِحَقِّ حمعسق وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

 

المُصطَفی وَ بِحَقِّ علیٍّ المُرتَضی وَ الائمةِ الهُدی وَ بِحَقِّ اللَّوح وَ القَلَم وَ الکرسِیِّ وَ العَرشِ

 

وَ بِحَقِّ فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمیعُ العَلیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُعاءِ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذی

 

شَرّ وَ مِنْ شَرِّ طارقِ اللَّیل وَ النَّهارِ وَ مِنْ شَرِّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرْضِ وَ

 

ما یخْرُجُ مِنْهُما وَ هُوَ تاغَفورُ الرَّحیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُّعاءِ مِنْ شَرِّ الاَعداءِ وَ مِنْ

 

شَرِّ جَمیعِ المِحْنَةِ وَالدّاءِ وَمِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِی العُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبِّ بعزَّتکَ

 

یا عَزیزُ وَ القَهرُ بِلُطفِکَ وَالرَّحمَة رَحمَتُکَ یا واهِبَ العَطایا یا دافِعَ الْبلایا  یا غافِرَ الخَطایا یا

 

ستّارُ العُیوب یا نورَالغُیوب یا نورَالقلوب یا حَبیبَ القلوب یا قاضیَ الْحاجات یا رَحمنَ الدُّنیا

 

وَالاخِرة یا ارحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ الیَ الله تَصیرُ الاُمورُ اللهُمَ اِنّی اَستَودِعُکَ نَفسی وَ روحی وَ

 

مالی وَاولادی وَ جَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلَیَّ فی الدُّنیا وَالاخرة اِنَّهُ لا یُضیعُ صَنایِعُکَ یَصونُکَ وَ

 

مَحفوظُکَ وَ مامولُکَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَ لَن اَجِدُ مِن دونِهِ مُلتَحَداً اللّهمَّ رَبَّنا آتِنا فی

 

الدُّنیا حَسَنَة وَفی الاخِرةِ حَسَنَة وَقِنا عَذابَ النّار وَ عذابَ القَبر بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.


معنی دعای معراج

 

به نام خدای عالمیان
....... تنها ذکر دعای معراج است که میتواند ارتباط با خداوند را بدون واسطه صورت دهد . پس خواسته خود را بخواهید از خدای خویش از طریق خواندن دعای معراج در هر لحظه و هر ساعت و در هر جا و مکان و آن چنان که در سوره اسراء آیه ١١٠ و سوره کهف آیه ١٠٩، سوره غافر آیه 60 و سوره اعراف آیه 205آمده است .
 
بِسمِ اللهِ الرَّ حمَنِ الرَّ حِیمِ :
به نام پروردگار و خالقی که بخشنده و پذیرنده توبه و بسیار مهربان به آدمیان است 
یا سَیِّدُ : ای خدایی که سرور و بزرگ و فرمانروایی
یا سَنَدُ : و ای خدایی که تکیه گاه و پشتیبان و روشن و واضحی
یا صَمَدُ : و ای خدایی که فرمانروایی بی نیاز و بلند و والا مرتبه ای
یا مَن لَهُ المُستَنَدُ : و ای خدایی که باید در همه کارها و مشکلات بر شما توکل و تکیه و اعتماد نمود
اجعَل لی فَرَجاً : بزرگواری و عنایت فرما و نجات و رهایی فرما
وَ مَخرَجاً مِمَّا اَنَا فیهِ : و بزرگواری و محبت فرما و نجات و خارج فرما از همه مشکلات و بلاها و غم واندوه خارج فرما
وَ اکفِنی فیهِ : و از همه نعمتها به اندازه ای که صلاح می دانید عنایت فرما
وَ اَعُوذُ بِکَ : و باید در همه مصائب و سختیها بر شما پناهنده شد 
بِسمِ اللهِ : بنام شما که پروردگار و خداوند و خالق می باشید 
التَّامَّاتِ : و تمام و کاملترین می باشید
یا اَللهُ : و ای خداوند که پروردگاری
یا اَللهُ : و ای خداوند که خالق بزرگی
یا اَللهُ : و ای خداوند که وصف و اندازه شما در وصف نیست و شما بی نهایت بزرگ و فرمانروایی
یا رَحمَنُ : ای خداوند بسیار بخشنده
یا رَحمَنُ : و ای خداوند بسیار مهربان و بخشایشگر
یا رَحمَنُ : و ای خداوند بسیار توبه پذیرنده و آرامش دهنده
یا رَحیمُ : و ای خداوند مهربان و بسیار دلگرم کننده
یا رَحیمُ : و ای خداوند آمرزنده و دل نواز و نیرو دهنده
یا رَحیمُ : و ای خداوند که دارای نامهای بزرگ و آمرزنده می باشید
یا خالِقُ‌ : و ای خداوندی که پدیدآورنده و سازنده می باشید
یا رازِقُ : و ای خداوندی که روزی و نعمت دهنده مخلوقات می باشید
یا بارِیءُ : و ای خداوندی که آفریدگار و سازنده مخلوقات می باشید
یا اَوَّلُ : و ای خداوندی که از نخستین و همیشه بوده ای
یا اخِرُ : و ای خداوندی که تا ابد و آخر و پایان همه هستی شمایی
یا ظاهِرُ : و ای خداوندی که پدیدار کننده و آشکار کننده همه اسرار می باشید
یا باطِنُ : و ای خداوندی که پوشنده و پنهان کننده درون هر اسراری می باشید
یا مالِکُ : و ای خداوندی که تمام ملک هستی از ذات شما پدیدار شده
یا قادِرُ : و ای خداوندی که توانا و بر هر امری فرمانروائی
یا واهِبُ : و ای خداوندی که بخشنده ترین می باشید
یا وَهّابُ : و ای خداوندی که بسیار بخشنده و صاحب اعطا می باشید
یا تَوّابُ : و ای خداوندی که بسیار با گذشت و بسیار توبه پذیر می باشید
یا حَکیمُ : و ای خداوندی که دانشمندترین و خردمندترین فرمانروایان می باشید
یا سَمیعُ : و ای خداوندی که به هر صدایی و هر ندایی شنوایی
یا بَصیرُ : و ای خداوندی که به هر امری آگاه و دانا و به هر رمزی بینا و بصیری
یا غَفُورُ : و ای خداوندی که آمرزنده ترین به گناهان خلق می باشید
یا رَحیمُ : و ای خداوندی که باعث آرامش قلب مقربین و خداپرستان می باشید
یا غافِرُ : و ای خداوندی که بخشنده و آمرزنده بزرگترین گناهان می باشید
یا شَکُورُ‌ : و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است
یا عالِمُ : و ای خداوندی که دانشمند بر هر دانشی و علمی
یا عادِلُ : و ای خداوندی که انصاف و دادگری فقط نزد شماست
یا کَریمُ : و ای خداوندی که سخاوتمندترین و نیکوترین صفات نزد شماست
یا حَلیمُ : و ای خداوندی که بسیار بردبار و شکیبایی به گناهان و اشتباهات بندگانت
یا وَدُودُ : و ای خداوندی که بسیار دوستدار و محبوب قلبهای با اخلاص می باشد
یا غَفُورُ : و ای خداوندی که بخشاینده ترین بخشایندگانی
یا رَئُوفُ : و ای خداوندی که بسیار مهربان و با گذشت به خلقی
یا وِترُ : و ای خداوندی که یکتایی و بی همتایی
یا مُغیثُ : و ای خداوندی که تنها شمایی فریادرس در همه امور
یا مُجیبُ : و ای خداوندی که یگانه اجابت کننده دعاها می باشید
یا حَبیبُ : و ای خداوندی که تنها دوست ومحبوب قلبهای مخلصان می باشید
یا مُنیبُ : و ای خداوندی که باران رحمتت را فراوان در بهاران زیباتر بر بندگان فرو می فرستی
یا رَقیبُ : و ای خداوندی که هیچ قدرتی رقابت با شما را ندارد و از آن عاجز است
یا مُعیدُ : و ای خداوندی که به همه رمز و رموز آفرینش کاردان و دانایی
یا حافِظُ : و ای خداوندی که نگهبان و روشن کنندة راه عارفانی
یا قابِضُ : و ای خداوندی که بر هر نیروی آشکار و غیب چیره شونده ای
یا حَیُّ : و ای خداوندی که زنده و پاینده و ابدی و جاودان می باشید
یا مالِکُ : و ای خداوندی که همة کائنات متعلق به ذات کبریائی شماست
یا باعِثُ : و ای خداوندی که یکتایی شما انگیزه خلق جهان هستی شد
یا وارِثُ : و ای خداوندی که پس از فنای هر چیز تنها صاحب مقتدر مُلک وجودی
یا رَحیمُ : و ای خداوندی که بخشایش و رحمت زیبنده و شایسته مقام شماست
یا فاتِحُ : و ای خداوندی که گشاینده درهای توبه بر روی خلق گنه کاری
یا فارِجُ : و ای خداوندی که باز کنندة درهای رحمت بر روی خلق نا امیدی
یا فاخِرُ : و ای خداوندی که شکوه و عظمت شایسته مقام والا مرتبه شماست
یا مُعِزُّ : و ای خداوندی که عزّت و آبروی اهل یقین از لطف بی انتهای شماست
یا مُذِلُّ : و ای خداوندی که ذلیل و خوارو پَست کنندة مُکذبینی
یا مُعینُ : و ای خداوندی که تنها یاری رسان و یاری دهنده اهل ذکری
یا مُبینُ : و ای خداوندی که بزرگی و عظمت شما بر همه خلق آشکار است
یا جَلیلُ : و ای خداوندی که صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری می باشید
یا جَمیلُ : و ای خداوندی که صاحب همه زیبایی های خلقت و آفرینش می باشید
یا کَفیلُ : و ای خداوندی که صاحب ضمانت و سایه کفالت شما بر سر خلق جلوه گر است
یا وَکیلُ : و ای خداوندی که یگانه پشتیبان و حمایت کننده فرستادگان خود به خلقی
یا دَلیلُ : و ای خداوندی که رهنمای راه حق و حجت می باشید بر مؤمنین 
یا حَیُّ : و ای خداوندی که همیشگی و فناناپذیر می باشید
یا قَیّومُ : و ای خداوندی که پاینده و ابدی و شکوه و جلالت همیشگی است
یا جَبّارُ : و ای خداوندی که توانایی بر توانگران و پادشاهی بر ملک هستی
یا غَفّارُ : و ای خداوندی که بسیار با گذشت و آمرزنده ای به گناهکاران
یا حَنّانُ : و ای خداوندی که شکوه و لطف و مهربانی شما بی انتهاست
یا مَنّانُ : و ای خداوندی که بر بندگانت بسیار لطف و احسان می نمایی
یا دَیّانُ : و ای خداوندی که عادلترین فرمانروایی به کردار نیک و بد بندگانت
یا غُفرانُ : و ای خداوندی که با گذشت و بخشنده ای
یا بُرهانُ : و ای خداوندی که نشانه های وجودت بر هر ذره از خلقت آشکار است
یا سُبحانُ : و ای خداوندی که پاکی و لطافت از ذات مقدس شماست
یا مُستَعانُ : و ای خداوندی که کمک دهنده ایمان آورندگان می باشید
یا سُلطانُ : و ای خداوندی که قدرتمند و بزرگ و بر هر نیرویی تسلط یافته ای
یا اَمینُ : و ای خداوندی که وفادار به قول خود و قابل اعتمادی
یا مُؤمِنُ : و ای خداوندی که بزرگترین ایمان دهنده و نیرودهنده به قلب خالصانی
یا مُتَکَبِّرُ : و ای خداوندی که توانا و بر هر نیروی قوی چیره وغالبی
یا شَکُورُ : و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است
یا عَزیزُ : و ای خداوندی که شریف و ارجمندی و بر قلب عارفان می تابید
یا عَلیُّ : و ای خداوندی که والامقام و بزرگوار و بلندمرتبه و نیرومندی
یا وَفیُّ : و ای خداوندی که متعهد و وفادار به دعای بندگان خاص و عامی
یا زَکیُّ : و ای خداوندی که پاکیزه از هر عیب می باشید
یا قَویُّ : و ای خداوندی که استوار و توانائی
یا غَنیُّ : و ای خداوندی که بی نیاز و توانگری
یا مُحِقُّ : و ای خداوندی که هر چیز را مرگ و فنا و پایان قرار دادی
یا مُعطیُّ : و ای خداوندی که بسیار بخشنده و عطا کننده روزی خلقی
یا اخِرُ : و ای خداوندی که پایان هر پایانی و زنده و پاینده ای
یا اَحسَنَ الخالِقینَ : و ای خداوندی که بهترین خلق کنندگان وجودی
یا خَیرَ الرّازِقینَ : و ای خداوندی که بهترین روزی و نعمت دهنده مخلوقاتی
یا خَیرَ الغافِرینَ : و ای خداوندی که بهترین آمرزندگان و توبه پذیرنده خلقی
یا خَیرَ المُحسِنینَ : و ای خداوندی که نیکی رسان و بخشاینده خلقی
یا خَیرَ النّاصِرینَ : و ای خداوندی که بهترین پشتیبان و یاری کننده خلقی
یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ : و ای خداوندی که بزرگترین رحمت و بخشش به خلقی و مهربانترین مهربانان 
می باشید
یا نُورَ السَّمواتِ وَ الاَرضِ : و ای خداوندی که نور و روشنائی آسمانها و زمین و رحمت و برکت و نیروی دلگرم کننده ای
یا هادِیَ المُضِلّینَ : و ای خداوندی که رهبر و هدایت کننده گمراهان عالمی
یا دَلیلَ المُتَحَیِّرینَ : و ای خداوندی که راهنما و حجت برای حیرت زدگانی
یا خالِقَ کُلِّ شَیءِ : و ای خداوندی که پدیدآورنده و آفریننده همه چیز می باشید
یا فاطِرَ السَّمواتِ وَ الاَرضِ : و ای خداوندی که آفریننده و خالق آسمانها و زمین و مخلوقات درون آن می باشید
یا هادِیَ المُضِلّینَ : و ای خداوندی که راهنما و رهبر و هدایت کننده گمراه شدگانی
یا مُفَتِّحَ الاَبوابِ : و ای خداوندی که گشاینده و بازکننده درهای نعمت و رحمتی
یا مُسَبِّبَ الاَسبابِ : و ای خداوندی که سبب ساز در همه مشکلات و مصائب و سختیهایی
یا رَفیعَ الدَّرَجاتِ : و ای خداوندی که بالابرنده درجات و مقام آدمیان نزد آدمیان و نزد ملکوتیان می باشید
یا مُجیبَ الدَّعَواتِ : و ای خداوندی که اجابت و مستجاب کننده خواهش ها و نیازهای خلق می باشید 
یا وَلِیَّ الحَسَناتِ : و ای خداوندی که نهایت خوبیها و زیبائیها و پایان و نیکی رسان به خلق می باشید
یا غافِرَ الخَطیئاتِ : و ای خداوندی که بخشنده لغزشها و خطاهای خلقی
یا مُحیِیَ الاَمواتِ : و ای خداوندی که زنده کننده قلب عارفانی و زنده کننده مردگانی
یا ضاعِفَ الحَسَناتِ : و ای خداوندی که چند برابر کننده نیکیها و خوبیهای خلق و هر نیکویی هستی
یا دافِعَ البَلِیّاتِ : و ای خداوندی که دفع کننده و دور کننده بدیها و زشتیهای خلقی

 دانلود فایل صوتی بسیار زیبای دعای معراج

 پ.ن : التماس دعای فراوان از همه عزیزان دارم

[ ۱۳٩٢/۱۱/٦ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

خدا جانم سلام

چقدر دوست دارم سلام را

سلامی که نام توست

سلامی که از توست و بر توست و سلامی که خود توست

چقدر دوستت دارم یا سلام

سلامی که پایانی ندارد

سلامی که خود، آغاز است و پایان1

"سلام هی حتی مطلع الفجر"2

سلامی تا جاودانگی

سلامی تا صبح رستاخیز و یوم قیام3

سلامی تا صبح رستن و تا صبح خیزش

خیزش راستان، رستایان و رستگاران

سلامی تا طلوع فجر و تا مطلع فرج

سلامی تا جاودانگی

سلامی که بقول استاد جانم تا ندارد...

...

سلامی که در شب قدر فرستاده میشود

سلامی در رمضان که قلب ماه‌هاست

و در شب قدر که قلب ماه رمضان است

سلامی که از قلب و بر قلب فرستاده می‌شود...

سلامی بر میهمان خدا

بر دعوت شده‌ی خدا

و بر میهمانی که دعای خدا را اجابت کرده...4

سلامی از سوی میزبان و صاحبخانه که تویی خدا جان

سلامی که نازل میشود

سلامی که تویی و به خانه دل می‌نشینی

ای سلامی که از دل بر می‌آیی و

ای سلامی که بر دل می‌نشینی

ای سلامی که همراه با فرشتگان‌ و روح‌ات بر دل نازل میشوی

بر دلی که خانه توست

و بر قلبی که حرم الله5 است ...

...

یا سلام چقدر دوست دارم چون تو، سلامی را ...

و چقدر دوست دارم سلام را، چون تویی سلام ...

و قلبی را که خانه‌ی توست

و دلی که منزل توست

دلی که محل ضیافت توست

دلی که حرم محرمان توست

دلی که میخانه عشق است و پیمانه‌ عشق است

و حرم ستر و عفاف ملکوت توست6

قلبی که غیر تو را در آن راه نیست

قلبی که محل نزول کلمه الله است

و قلبی که کلیم الله است

و میهمانی که خلیل توست

میهمانی که خواستار توست و خواستگار توست7

می‌آید برای مُحرِم شدن و مَحرم ماندن و مُحرَم بودن

و اینگونه نشان‌کرده‌ی توست و مال توست ای صاحبدل ...

"یا صاحبی و مولایی"

دوست دارم چنین قلبی را و چنین دلی را

که از کبر و ریا رسته و به کبریای تو پیوسته ...

...

دوست دارم دل را و اهل دل را

دوست دارم بیت تو را و اهل بیت تو را

...

خدایا ای قدردان و قدرشناس حقیقی

ای تقدیر کننده

یا شاکر و یا شکور

قدردانی و قدرشناسی را به ما بیاموز

تا اینگونه شب قدر را دریابیم

و تقدیر ما را در این شب قدر، تقدیر از خودت قرار بده

تقدیر ما را قدرشناسی و قدردانی و شکر بنویس

خودت چنانمان بساز که

قدردان باشیم و قدر تو را بدانیم

و چگونه بی مرحمت و عنایت تو می‌توان قدر تو را شناخت؟8

یا قدیر و یا مقدر ! 

بخواه که تقدیرمان تقدیر از تو باشد

و تقدیر کردن، تقدیر ما

شکر، سرنوشت ما

و سرشت ما شکر

...

خدایا بخواه میهمانی باشیم بر سر خوان لایزالی‌ات

میهمانی که گرچه به میهمانی‌ات می‌آید

شکارت می‌شود

و به طعام نام‌هایت

و به طعم شراب نگاهت

و به طعمه‌ی دعایت

اسیر می‌شود و تسلیم می‌گردد

و رام تو می‌شود

و هورام9و اهلی می‌گردد

لاجرم اهل تو، و اهل بیت تو میشود

و برای بزم عاشقانه‌ی تو

ذبح می‌شود و به ذبیح‌اللهی و ثاراللهی می‌رسد...

یا شاهد یا مشهود و یا شهید ...

 

1- سلام، اول و آخر از نام‌های مبارک خداوند است. سوره حشر آیه 23: هوالله الذی لااله الاهو الملک القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون. سوره حدید آیه 3: هوالاول و الاخر و الظاهر والباطن و هو بکل شیء علیم

2- سوره مبارک قدر آیه 5

3- از صبح ازل گذشته شش روز تمام/مارا شب روز هفتمین است مقام/گر چشم شوی و گوش در لیله قدر/دارد ملکت سلام تا یوم قیام (اشاره به اینکه پس از گذشت شش روز از آفرینش ما در شب قدر هستیم که این شب به صبح رستاخیز منجر خواهد شد)

4-دعا چیست؟ یا خواندن ماست خدای را، یا خواندن خداست ما را! یا دعوت ماست از خدای و یا دعوت خداست از ما! و یا خواستن ما از خداست، یا خواستن خداست از ما! در این هر سه حالت وجه دوم که از سوی خداست، زیباتر است به مقام شکر، قرین!

5-حدیثی شریف از امام جعفر صادق‌ع: القلب حرم الله فلاتسکن فی حرم‌الله غیرالله. دل خانه خداست پس غیر خدا را در خانه خدا جای مده.

6-لسان الغیب حافظ شیرازی: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند/ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت/با من راهنشین باده مستانه زدند!

7-حدیث قدسی:من طلبنی، وجدنی و من وجدنی، عرفنی و من عرفنی، احبنی ومن احبنی، عشقنی و من عشقنی، عشقته و من عشقته، قتلته و من قتلته، فعلی دیته و من علی دیته، فانا دیته! در حدیثی قدسی خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: آنکس که مرا طلب کند، می‌یابد، آنکس که مرا یافت، میشناسد، آنکس که مرا شناخت، دوستم میدارد، آنکس که دوستم داشت، به من عشق می‌ورزد، آنکس که مرا عشق ورزید، من نیز به او عشق می‌ورزم، آنکس که به او عشق ورزیدم، میکشم او را، آنکس را که من بکشم، خونبهایش بر من واجب است، آنکس که خونبهایش بر من واجب است، پس من خونبهایش هستم!

8- سوره مبارکه حج آیه 74 : و ما قدر الله حق قدره ان الله لقوی عزیز. قدر خدا را چنان که حق قدر اوست نشناختند و براستی که خدا نیرومند شکست ناپذیر است.

9-هورام: رام او.

 

الله بنده

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

ملکه


یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن؟؟

پسره لبخندی میزنه و میگه: ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!!

پسر میگه: خانومای ما همه ملکه هستن!!!

 

http://takrim.blogfa.com

[ ۱۳٩٢/٢/۱۸ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]
دست مهربان خدا

در آسانی ها خدا را بخوان تا در سختی ها صدایت برایش نا آشنا نباشد
…………………………………………..
خدایا ما اگر بد کنیم، تو را بنده های خوب بسیار است
تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
…………………………………………..
خدا، آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را
یکی همچون نسیم دشت می گوید :
)کنارت هستم ای تنها!!!(
…………………………………………..
شادی امروزم رابه خاطر نادانی دیروزم از دست دادم
خداوندا نادانی امروزم را بگیر ، تا شادی های فردایم را از دست ندهم
…………………………………………..
خدایا آرزویم بزرگ و دلم کوچک است تو به بزرگی و جلالی که داری برآورده اش کن
…………………………………………..
زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای
اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی
تنهای تنها ، نه ، نمی توان
با یاد و کمک خدا ، البته می توان
…………………………………………..
کسی بــاش که عمــری با تــو بـودن ، یک لحظـــه، و لحظــه ای بی تــو بـودن ،یک عمـــر باشـد
…………………………………………..
خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم
تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم
اما...
تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی؟؟؟
…………………………………………..
آرامش چیست.؟؟؟نگاه به گذشته و شکر خدا.نگاه به آینده و اعتماد به خدا
…………………………………………..
بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".
خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "
…………………………………………..
یاد خدا آرام بخش دلهاست ...
بیایید با مهربان ترین مهربانان عالم آشتی کنیم ...
 
[ ۱۳٩٢/٢/٤ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

مهمترین و بهترین عبادت: به یاد خدا بودن

 

در هنگام بررسی قرآن کریم به جهت دریافت دستورات خداوند متعال و عمل به آن، به یک عبادت برمی‌خوریم که با قید "بسیار" آورده شده است:


"گفت: خدایا! براى من نشانه‌اى بگذار. فرمود: نشانه تو این است که سه روز با مردم جز به اشاره سخن نتوانى گفت وپروردگارت را بسیار یاد کن و شبانگاه و بامداد او را تسبیح گوى"
 
"قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً ۖ قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ"
آل عمران 41
 


"اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون با گروهى رویارو شدید پایدارى کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید"
 
"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ"
انفال 45
 


"اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را بسیار یاد کنید"
 
"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا"
احزاب 41
 


"و چون نماز پایان گرفت، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید"
 
"فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ"
جمعه 10





"همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می‌کنند؛ و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند. اى پروردگار ما، این را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، پس ما را از عذاب آتش، نگاه دار!"

آل عمران 191



__________________
;در هر حالتی هستیم، در طول روز چندین مرتبه هر وقت یادمان آمد از خدا یاد کنیم. مفاهیمی مثل وجود عظیم، ازلی بودن، مهربان بودن و... او را در ذهن بیاوریم.
در رختخواب، مسیر مدرسه، محل کار .... یکبار به خداوند متعال یاد کنیم. به هر حال دستور خداوند است.

همزبان با یاد کردن از الله، می‌توان چند ذکر هم به زبان بیاوریم:
الله اکبر خدا بزرگتر است
لا اله الا الله معبودی نیست جز الله
سبحان الله منزه است خدا
الحمدلله ستایش برای خداوند است
...

خدایا شکرت
خدا سپاسگزارم
خدایا منو ببخش
"و هر که از یاد رحمان، دل بگرداند، شیطانى بر او مى‌گماریم که همدم او گردد"
"و مسلماً آن‌ها ایشان را از راه باز مى‌دارند ولى آنها مى‌پندارند که هدایت یافتگانند"
زخرف 36 37
________________
وقتی یاد خداوند رحمان، در فکر ما نیست،، خودِ خداوند شیطانی در کنار ما قرار می‌دهد که آن شیطان کاری می‌کند که راه را گم کنیم. و خیال می‌کنیم که با دیگر اعمال و عبادت ها راه درست را می‌رویم.
پس اولویت اول ما، یاد خدا باشد.
در طول روز چندین بار (به فرموده قرآن زیاد) به یاد خداوند بلند مرتبه بیفتیم و بزرگی و عظمتش را در ذهن آوریم.

[ ۱۳٩٢/۱/۱٦ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

(( حدیث شریف کساء ))


اعوذ و بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ

از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلى اللّه علیه


وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى

و آله ، جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در


بَعْضِ الاَْیّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ

بعضى از روزها و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام فرمود:

 

 اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ

من در بدنم سستى و ضعفى درک مى کنم ، گفتم : پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف

 

 فَقَالَ یا فاطِمَةُ ایتینى بِالْکِساَّءِ الْیَمانى فَغَطّینى بِهِ فَاَتَیْتُهُ بِالْکِساَّءِ

فرمود: اى فاطمه بیاور برایم کساء یمانى را و مرا بدان بپوشان من کساء یمانى را برایش آوردم

 

 الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلاَْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ

و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو مى نگریستم و در آن حال چهره اش مى درخشید همانند ماه

 

 فى لَیْلَةِ تَمامِهِ وَکَمالِهِ فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ

شب چهارده پس ساعتى نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و

 

اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى

گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام

 

وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها راَّئِحَةُ

و میوه دلم گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم گویا بوى

 

 جَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ

جدم رسول خدا است گفتم : آرى همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن بطرف

 

نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ

کساء رفت و گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آیا به من اذن مى دهى

 

اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا

که وارد شوم با تو در زیر کساء؟ فرمود: بر تو باد سلام اى فرزندم و اى

 

صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَما کانَتْ

صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت

اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ

ساعتى نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر

 

فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّةَ عَیْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ

گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور دیده ام و میوه دلم فرمود:

 

لى یا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّى رَسُولِ

مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم گویا بوى جدم رسول

 

اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ

خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)است  گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند

 

فَدَنَى الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ

حسین نزدیک کساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار، سلام

 

عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساَّءِ

بر تو اى کسى که خدا او را برگزید آیا به من اذن مى دهى که داخل شوم با شما در زیر کساء

 

فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ

فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با

 

مَعَهُما تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ

آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن على بن ابیطالب وارد شد

 

وَقالَالسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا

و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا

 

الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً

الحسن و اى امیر مؤ منان فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى کنم

 

طَیِّبَةً کَاَنَّها راَّئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ

گویا بوى برادرم و پسر عمویم رسول خدا است ؟ گفتم : آرى این او است که

 

وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ

با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس على نیز بطرف کساء رفت و گفت سلام بر تو

 

یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ

اى رسول خدا آیا اذن مى دهى که من نیز با شما در زیر کساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو

 

 السَّلامُ یا اَخى یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ

باد سلام اى برادر من و اى وصى و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم

 

فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْکِساَّءِ ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ

پس على نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم و عرض کردم سلام

 

عَلَیْکَ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ

بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آیا به من هم اذن مى دهى که با شما در زیر کساء باشم ؟

 

قالَ وَعَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتى وَیا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ

فرمود: و بر تو باد سلام اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نیز به زیر

 

الْکِساَّءِ فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ

کساء رفتم ، و چون همگى در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا

 

بِطَرَفَىِ الْکِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ

دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره کرد و فرمود: خدایا

 

هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخ اَّصَّتى وَح اَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى

اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

 

یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ

مى آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه مى اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد

 

وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ

و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد اینان

 

مِنّى وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ

از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهاى خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت

 

وَرِضْوانَکَ عَلَىَّ وَعَلَیْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً

و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدى را و پاکیزه شان کن بخوبى

 

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکَتى وَی ا سُکّ انَ سَم و اتى اِنّى ما خَلَقْتُ

پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساکنان آسمانهایم براستى که من نیافریدم

 

سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیَّئَةً وَلا

آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

 

فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا فُلْکاً یَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ

فلک چرخان و نه دریاى روان و نه کشتى در جریان را مگر بخاطر دوستى این

 

الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ الاَْمینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ

پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند

 

تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ

در زیر کساء؟ خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:

 

هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْ

آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن مى دهى

 

اَهْبِطَ اِلَى الاَْرْضِ لاَِکُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ

که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم خدا فرمود: آرى به تو اذن دادم

 

فَهَبَطَ الاَْمینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِىُّ

پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا، (پروردگار) علىّ

 

الاَْعْلى یُقْرِئُکَ السَّلامَ وَیَخُصُّکَ بِالتَّحِیَّةِ وَالاِْکْرامِ وَیَقُولُ لَکَ

اعلى سلامت مى رساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و مى فرماید:

 

وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَلا

به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه

 

قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا

ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریاى روان و نه کشتى در

 

فُلْکاً یَسْرى اِلاّ لاَِجْلِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ

جریان را مگر براى خاطر شما و محبت و دوستى شما و به من نیز اذن داده است که با شما

 

 فَهَلْ تَاْذَنُ لى یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا

در زیر کساء باشم پس آیا تو هم اى رسول خدا اذنم مى دهى ؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد سلام اى

 

اَمینَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ

امین وحى خدا آرى به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر

 

الْکِساَّءِ فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَیْکُمْ یَقُولُ اِنَّما یُریدُ اللَّهُ

کساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى کرده و مى فرماید: ((حقیقت این است که خدا مى خواهد

 

لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِىُّ لاَِبى

پلیدى (و ناپاکى ) را از شما خاندان ببرد و پاکیزه کند شما را پاکیزگى کامل )) على علیه السلام به پدرم گفت :

 

یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ

اى رسول خدا به من بگو این جلوس (و نشستن ) ما در زیر کساء چه فضیلتى (و چه شرافتى ) نزد

 

اللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً

خدا دارد؟ پیغمبر(صلی الله علیه وآله و سلم ) فرمود: سوگند بدان خدائى که مرا به حق به پیامبرى برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )

 

ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ

برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمین که در آن گروهى از

 

شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکَةُ

شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق ) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان

 

وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شیعَتُنا

و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند، على (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما

 

 وَرَبِّ الْکَعْبَةِ فَقالَ النَّبِىُّ ثانِیاً یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً

رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: اى على سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت

 

وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ

برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافل

 

اَهْلِ الاَْرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ

مردم زمین که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکى باشد جز

 

وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ

آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکى جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهى باشد جز آنکه

 

وَقَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکَذلِکَ

خدا حاجتش را برآورد، على گفت : بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین

 

شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْکَعْبَة

رستگار و سعادتمند شدند شیعیان ما در دنیا و آخرت قسم به پروردگار کعبه


 اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعین

 الی یوم الدین فی هذه الساعه و فی کل ساعه ان شاءالله

التماس دعا

 

[ ۱۳٩٢/۱/۱٠ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

عید مبارک

[ ۱۳٩٢/۱/۱ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

خدایا از تو درخواست میکنم به آن رحمت بى‏ انتهایت که همه موجودات را فراگرفته است

و بتوانایى بى‏ حدت که بر هر چیز مسلط و قادر است و همه اشیاء خاضع

و مطیع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذلیل و زبون است

و به مقام جبروت و بزرگیت که همه قدرتها برابر او مغلوب است

و به عزت و اقتدارت که هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است

و به عظمت و بزرگیت که سراسر عالم را مشحون کرده است

و به سلطنت و پادشاهیت که بر تمام قواى عالم برترى دارد

و بذات پاکت که پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است

و بنامهاى مبارکت که در همه ارکان عالم هستى تجلى کرده است

و به علم ازلیت که بر تمام موجودات محیط است

و به نور تجلى ذاتت که همه عالم را روشن ساخته است

اى نور حقیقى و اى منزه از توصیف اى پیش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسین

خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مى‏درد
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند
خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مى‏بندد
خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مى‏شود
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مى‏فرستد
خدایا هر گناهى که مرتکب شده‏ ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش

اى خدا من به یاد تو بسوى تو تقرب مى‏جویم و تو را سوى تو شفیع مى‏آورم

و از درگاه جود و کرمت مسئلت مى‏کنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازى و شکر و سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى

خدایا از تو مسئلت مى‏کنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسکنت که کار بر من آسان گیرى و به حالم ترحم کنى

 و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى

خدایا من از تو مانند سائلى در خواست مى‏کنم که در شدت فقر و بیچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختیهاى عالم عرض حاجت کند و شوق و رغبتش به نعم ابدى که حضور توست باشد

اى خدا پادشاهى تو بسیار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مکر و تدبیرت در امور پنهان است

و فرمانت در جهان هویداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و کسى از قلمرو حکمت فرار نتواند کرد

خدایا من کسى که گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و کارهاى بدم (از لطف و کرم) به کار نیک بدل کند جز تو کسى نمى‏یابم (که خدا این تواند)

خدایى جز تو نیست اى ذات پاک و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دلیرى کردم به نادانى خود

و خاطرم آسوده به این بود که همیشه مرا یاد کردى و بر من لطف و احسان فرمودى

اى خدا اى مولاى من چه بسیار کارهاى زشتم مستور کردى

و چه بسیار بلاهاى سخت از من بگردانیدى و چه بسیار از لغزشها که مرا نگاه داشتى

و چه بسیار ناپسندها که از من دور کردى و چه بسیار ثناى نیکو که من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى

اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسیار ناخوش و اعمالى نارسا
و زنجیرهاى علایق مرا در بند کشیده و آرزوهاى دور و دراز دنیوى از هر سودى مرا باز داشته

و دنیا به خدعه و غرور و نفس به جنایت مرا فریب داده است

اى خداى بزرگ و سید من به عزت و جلالت قسم که عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نکند

و به قبایح پنهانم که تنها تو بر آن آگاهى مرا مفتضح و رسوا نگردانى

و بر آنچه از اعمال بد و ناشایسته‏ در خلوت بجا آورده ‏ام

 و تقصیر و نادانى و کثرت اعمال غفلت و شهوت که کرده‏ام (کرم کن و) زودم به عقوبت مگیر


* * *


اى خدا به عزت و جلالت سوگند که با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جمیع امور مهربانى کن

اى خدا اى پروردگار جز تو من که را دارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه کند

اى خدا اى مولاى من تو بر من حکم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پیرو هواى نفس گردیدم

و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شیطان) که معصیتها را در نظرم جلوه ‏گر ساخته و فریبم داد خود را حفظ نکردم و قضاى آسمانى نیز مساعدت کرد

تا آنکه من در این رفتار از بعض حدود و احکامت قدم بیرون نهادم و در بعضى اوامرت راه مخالفت پیمودم

حال در تمام این امور تو را ستایش مى‏کنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هیچ حجتى نخواهد بود با آنکه در او قضاى تو بوده و حکم (تکوینى) و امتحان و آزمایش تو مرا بر آن ملزم ساخته

و با این حال بار خدایا به درگاهت پس از تقصیر و ستم بر نفس خود باز آمده ‏ام با عذر خواهى و پشیمانى

و شکسته دلى و تقاضاى عفو و آمرزش و توبه و زارى و تصدیق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه کردم مفرى دارم و نه جایى که براى اصلاح کارم بدانجا روى کنم و پناه برم

مگر آنکه تو باز عذرم بپذیرى و مرا در پناه رحمت بى‏ منتهایت داخل کنى
اى خدا عذرم بپذیر و بر این حال پریشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهایى بخش

اى پروردگار من بر تن ضعیف و پوست رقیق و استخوان بى‏ طاقتم ترحم کن

اى خدایى که در اول به خلعت وجودم سرافراز کردى

و به لطف یاد فرمودى و به تربیت‏ و نیکى پرورش دادى و به غذا عنایت داشتى اینک بهمان سابقه کرم و احسانى که از این پیش با من بودت بر من ببخش

اى خداى من اى سید و مولاى من آیا باور کنم که مرا در آتش مى‏ سوزانى؟ با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم ؟

و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گردید ؟
و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید ؟
و بعد از آنکه از روى صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم ؟

بسیار دور است که تو کریم ترى از اینکه از نظر بیاندازى کسى را که پرورش داده‏اى آن را یا آنکه دور کنى کسى را که نزد خود کشیده
یا برانى آنکه را که به او جا داده‏اى یا بسپارى بسوى بلاء آنکه را که به او کفایت کرده‏اى و رحم نموده‏اى

و اى کاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى که تو آتش قهرت را مسلط مى‏کنى بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده‏اند

یا بر آن زبانها که از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند

یا بر آن دلها که از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند

یا بر آن اعضایى که مشتاقانه به مکانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مى ‏شتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش مى‏ طلبند

و هیچکس به تو این گمان نمى‏برد و چنین خبرى از تو اى خداى با فضل و کرم به ما بندگان نرسیده
در صورتى که تو خود بى‏ طاقتیم را بر اندک رنج و عذاب دنیا و آلامش مى‏دانى

و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنى ‏هاى آن بر اهل آن با آنکه رنج و الم دنیا اندک است و زمانش کم است و دوامش ناچیز است و مدتش کوتاه است

پس من چگونه طاقت آرم و عذاب‏ عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل کنم ؟

و حال آنکه مدت آن عذاب طولانى است و زیست در آن همیشگى است و هیچ بر اهل عذاب در آنجا تخفیفى نیست

چندان که آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست که هیچکس از اهل آسمان و زمین تاب و طاقت آن ندارد

اى سید من پس من بنده ناتوان ذلیل و حقیر و فقیر و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم

اى خداى من اى پروردگار من و سید و مولاى من از کدامین سختیهاى امورم بسویت شکایت کنم و از کدام یک به درگاهت بنالم و گریه کنم

از دردناکى عذاب آخرت بنالم یا از طول مدت آن بلاى سخت زارى کنم
پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه کنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى

در آن حال گیرم که بر آتش عذاب تو اى خداى من و سید و مولاى من و پروردگار من صبورى کنم چگونه بر فراق تو صبر توانم کرد

و گیرم آنکه بر حرارت آتشت شکیبا باشم چگونه چشم از لطف و کرمت توانم پوشید

یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با این امیدوارى که به عفو و رحمت بى‏ منتهایت دارم

بارى به عزتت اى سید و مولاى من به راستى سوگند مى‏خورم که اگر مرا با زبان گویا (به دوزخ) گذارى من در میان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى کنم

و بسى فریاد مى‏زنم بسویت مانند شیون گریه کنندگان

و بنالم به آستانت مانند عزیز گم کردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم که اى یاور اهل ایمان

و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فریادرس‏فریاد خواهان

و اى دوست دلهاى راستگویان و اى یکتا خداى عالمیان

آیا درباره تو اى خداى پاک و منزه و ستوده صفات گمان مى‏توان کرد که بشنوى در آتش فریاد بنده مسلمى را که به نافرمانى در دوزخ زندانى شده

و سختى عذابت را به کیفر گناه مى‏چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده

و ضجه و ناله‏ اش با چشم انتظار و امیدوارى به رحمت بى‏ منتهایت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحید تو را مى‏خواند و به ربوبیتت متوسل مى‏شود

باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى که به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد ؟

یا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنکه به فضل و کرمت امیدوار است؟

یا چگونه شراره‏هاى آتش او را بسوزاند با آنکه تو خداى کریم ناله‏ اش را مى‏شنوى و مى‏بینى مکانش را ؟

یا چگونه شعله‏ هاى دوزخ بر او احاطه کند با آنکه ضعف و بى‏ طاقتیش را مى‏دانى ؟

یا چگونه به خود بپیچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنکه تو به صدق (دعاى) او آگاهى ؟

یا چگونه مأموران دوزخ او را زجر کنند با آنکه به صداى یا رب یا رب تو را مى‏خواند ؟

یا چگونه به فضل تو امید آزادى از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذارى ؟

هیهات که هرگز چنین معروف نباشد و این گمان نرود
و به رفتار با بندگان موحدت که همه احسان و عطا بوده این معامله شباهت ندارد

پس من به یقین قاطع مى‏دانم که اگر تو بر منکران خداییت حکم به آتش قهر خود نکرده و فرمان همیشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏کردى

و هیچکس را در آتش جاى و منزل نمى‏دادى

و لیکن تو اى خدا نامهاى مبارکت مقدس است و قسم یاد کرده‏اى که دوزخ را از جمیع کافران

جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
و تو را ستایش بى‏ حد سزاست که با وجود آنکه خویش را ثنا گفتى و به همه انعام نمودى در کتاب خود فرمودى آیا (در آخرت) اهل ایمان با فاسقان یکسانند هرگز یکسان نیستند

اى خداى من و سید من از تو درخواست مى‏کنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) که مقدرات عالم بدان کردى

و به مقام قضاى مبرم که بر هر که فرستادى غالب و قاهر شدى
که مرا ببخشى و در گذرى در همین شب و همین ساعت هر جرمى و هر گناهى که کرده‏ ام

و هر کار زشتى پنهان داشته‏ ام و هر عملى (مستور و عیان) آشکار یا پنهان به جهالت مرتکب شده‏ام

و هر بد کارى که فرشتگان عالم پاک را مأمور نگارش آن نموده‏اى که آن فرشتگان را به حفظ هر چه کرده‏ ام موکل ساختى

و شاهد اعمالم با جوارح و اعضاى من گردانیدى و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من

و شاهد و ناظر بر آن اعمال من که از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته‏اى همه را ببخشى

و نیز درخواست مى‏کنم که مرا حظ وافر بخشى از هر خیرى که مى‏فرستى و هر احسانى که مى‏افزایى

و هر نیکویى که منتشر مى‏سازى و هر رزق و روزى که وسیع مى‏گردانى

و هر گنه که مى‏بخشى و هر خطا که بر آن پرده مى‏کشى اى رب من اى رب من اى رب من

اى خداى من اى سید و مولاى من اى کسى که زمام اختیارم به دست اوست

اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بینوایى و وضع پریشانم اى آگاه به احتیاجم و بى‏ چیزیم اى رب من اى رب من اى رب من

از تو درخواست مى‏کنم به حق حقیقتت و به ذات مقدست و بزرگترین صفات و اسماء مبارکت

که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود معمور گردانى و پیوسته به خدمت بندگیت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمایى

تا کردار و گفتارم همه یک جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد

اى سید من اى کسى که تمام اعتماد و توکلم بر اوست و شکایت از احوال پریشانم به حضرت اوست اى رب من. . .

(لطفى کن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگیت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده

و ارکان وجودم را به خوف و خشیت سخت بنیان ساز و پیوسته به خدمت در حضرتت بدار

تا آنکه من در میدان طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم

و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزدیک گردم

و بترسم از تو مانند ترسیدن یقین کنندگان و با اهل ایمان در جوار رحمتت همنشین باشم

خدایا و هر که با من بد اندیشد تو مجازاتش کن و هر که مکر ورزد به کیفرش برسان

و مرا به لطف و رحمتت نصیب بهترین بندگانت عطا کن و مقام مقربترین

و مخصوصترین خاصان حضرتت کرامت فرما که هیچکس جز به فضل و رحمتت این مقام نخواهد یافت و باز جود و بخشش بى‏عوضت از من دریغ مدار

بزرگى و مهربانى کن و مرا به رحمت واسعه‏ ات از شر دو عالم محفوظ بدار

و زبانم را به ذکر خود گویا ساز و دلم را از عشق و محبت بى‏تاب گردان

و بر من منت گذار و دعایم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطایم ببخش

که تو خود به بندگان‏ از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت کردى

اینک من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز کردم
پس به عزت و جلالت قسم که دعایم مستجاب گردان و مرا به آرزویم (که وصال توست) برسان و امیدم را به فضل و کرمت ناامید مگردان

و از شر دشمنانم از جن و انس کفایت فرما

اى که از بندگانت بسیار زود راضى میشوى ببخش بر بنده‏اى که بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چیزى نیست که تو هر چه بخواهى میکنى اى که نامت دواى دردمندان و یادت شفاى بیماران است و طاعتت بى‏نیازى از هر چه در جهان

ترحم کن به کسى که سرمایه‏ اش امید به توست و اسلحه‏ اش گریه است
اى بخشنده کاملترین نعمت اى دفع کننده هر بلاء و مصیبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بى‏ آموختن

درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع) و با من آن کن که لایق حضرت توست

و درود و رحمت خدا بر رسول گرامیش و امامان با برکات از اهل بیتش و سلام و تحیت بسیار بر آن بزرگواران باد!

برگرفته ار سایت الله بنده

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٩ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]

بهترین بندگان خدا چه ویژگی هایی دارند؟

 

سئل علیه السلام عن خیـار العبـاد؟ فقــال(ع): الذیـن اذا احسنوا استبشروا, و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شکـروا, و اذا ابتلو صبروا, و اذا غضبوا عفوا.

 

از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـریـن بنـدگـان سـوال شـد. فـرمـود: آنان که هر گاه نیکـى کنند خـوشحال شوند, و هرگاه بدى کنند آمرزش خـواهند, و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند, وهر گاه خشم کنند در گذرند.

 تحف العقول,ص 445

_______________________________________________________________

 

ویژگی های دهگانه عقل

 

امام رضا علیه السلام فرمود:

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد -

ـ از او امید خیر باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد

ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟

فـرمـود: کسی را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز کـارتـــر است

تحف العقول، ص 443


[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ رنگین کمان خدا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدای خوب و مهربونم، این وبلاگ رو ساختم تا گوشه ای از عشقمو بهت نشون بدم امیدوارم که برای فرد دیگری هم مفید باشه.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
free counters IP